-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
نه در کاخ و نه در حجره نه پشت میزها گم بود علی با کفشهای وصلهدارش بین مردم بود کسی که جلوۀ اخـم خداوند است اخم او بروی مستمندان صورتش غرق تبسم بود زره بی پشت میپوشید در میدان جنگ اما زره شبها به پشتش کیسۀ خرما و گندم بود به بیتالمال برگرداند مال مفتخورها را اگر پای زنان خلخال اگر بر اسبشان سُم بود علی آن آیت الهی که در چشم خدابینش زن مکارۀ دنیا شـبیه خوک و کژدم بود عـلی حاکم شد و تنها برای آهن داغش، مـیـان سـایـرین اقـوام را حـق تـقدم بود علی را کم کنی از دین چه میماند که دین بیاو چنان شیر بدون اشکم و بییال و بیدم بود بگو با کورها و با کران غیر از ولای او کدامین نعمتش منظور اتممتُ علیکم بود؟ شما گرد و غباری در بیابان عدم بودید خدا با صوت او در طور مشغول تکلم بود به شأنش آیههای هلآتی میآمد از قرآن شما هم شأنتان قبر و تکاثر بود و زُرتُم بود شما اشترچران بودید و فرزند ابوطالب میان عـرشیان سرگرم تعـلیم و تعلم بود یکی در غار با پیغمبر اما زهره ترکانده علی در زیر تیغ چل نفر در خواب چندم بود به ذکر یا علی آرام نوح از عرشۀ کشتی نظر میکرد و دنیا با عذابش در تلاطم بود همو که در رکوعش عرشیان سائل شدند آری همو که در نمازش تیرها در پای او گم بود علی با دست خود علامه را کوثر تعارف کرد و خصمش در جمل بر پشکلی گرم تیمم بود فضیلتهای او بغض نمک نشناسها میشد همان بغضی که صبحی تیغ شد یک روز هیزم بود شبی در خواب دیدم قنبرش بین بهشتیها تو گویی قرص ماه کاملی در بین انجم بود تمام دین همان انگور حک روی ضریح اوست که از ظهر غدیر این خوشۀ مستانه در خم بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
هرکس به تو رسیده فرهمند میشود آنکس که با تو بوده خردمند میشود معماریِ عجیبِ تو را هر که دید گفت جـبـریل در حـریـم تو پـابـند میشود شیعه ملاک برتریَش حُبِ حیدر است با این حساب، فاطمه خرسند میشود هوهوی ذوالفقار تو طوفان به پا کند از ترس، دشمنت نفـسش بند میشود اینکه علی مع الحق و حق مع علیست یعنی عـلـی صفـات خـداونـد میشود چشم خدایی و، غضبت هم خدایی است کافـر به یک نـگـاه تو دربند میشود چون حب توست همرهِ رزمندههای تو پس مالک است آنکه ظفرمند میشود لـطـف تو ای عزیز خـداونـد شـامـلِ آنـانـکـه از بِــلادِ شـمـایـنـد مـیشـود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
عید سعید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
نـشـانـۀ ولایت از ریـشۀ یـقـین است این گـفـتۀ خـدا بر محـمدِ امـین است پیـمـبرِ الهی، در حجـة الـوداع گـفت منصوبِ این خلافت، امیرِمؤمنین است این آخرین پیام است از جانبِ خداوند حُسنِ ختامِ آیات تکمیلِ باغِ دین است باشد وصیتِ من، ای حاضرین و غایب حیدر به جایِ احمد، همواره جانشین است هر کس که من ولی ام، از بعدِ من علی است هُمامِ شاهِ شوکت مولای متقـین است در نزدتان سپارم، این ثِقل اکـبرم را چون عزّت دو عالم، از برکتِ همین است قرآن فروغِ جان و، عترت چو اهلِ بیتم تا نزدِ حوضِ کوثر در نزدتان امین است محراب و منبرِ من، این نور انور من شایستۀ مقام خـورشیدِ عـالـمین است بر فاطـمه مبارک، این جلـوۀ امامت در نسل کوثرِ او، این حجّت مبین است در هلـهـلـه ملائک، از آسـمـانِ بـالا این شور و شادمانی، از عرش تا زمین است بر مؤمنین مبارک پیـوند این ولایت نا محرمان بدانند این حقٌ شاهِ دین است نامِ غدیر مُهریست بر تارکِ امامت هر آن که کرده بیعت پاداشِ او برین است ای شیعیان امروز بر گردِ هم نشینید هیجـدهم ذیحـجه اعیاد مسلمین است حور و ملَک به جنّت این نغمه مینوازند مـولا عـلیِ اعـلا امـامِ اولـیـن است!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
عید سعید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
نشست بر سر دست نبی به منبر دست زدند دست شعـف آسـمـانـیان بـر دست (روایت است که در حجةالوداع رسول خبر رسید که جـبریل نامه آورده است نوشته بود بگو دست کیست دست خـدا نوشته بود بگو آنچه را که در پرده است) بـرای بیـعـت او دسـتهـا بـلـنـد شـدنـد شد آسمان و زمین ناگهان سراسر دست کـدام دسـت یـدالـلـهـی است این دسـتی که پیش آن نمیآید به چشم دیگر دست خـلـیل هم مـتـوسـل به او شد آن وقـتی که برد پیش گلوی پسر به خنجر دست کـدام دست؟ هـمان دست بی محـابـایی که برد یکتنه بر چارچوب خیبر دست کـدام دست؟ که پـرورده آنچنان پسری که پای عهـد بشوید ز دست آخر دست به یک اشارت شق القـمـر چـنان کرده که مانده است در اعجاز دست او تردست به کـارگـاه ازل هـر که رفـتـه مـیدانـد ابوتراب نشسته است آب و گل در دست ز چیرهدستی ساقی بس آنکه هیچ کسی نیافته است به جز او به راز کوثر دست گرفـتهام چـو گـدا دست خود به امـیدی که او بگیرد از این دست، روز محشر دست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
چه بود ذکر عارفان؟ علی علی علی علی چه بود روشنای جان؟ علی علی علی علی که بود خالق جهـان؟ خـدا خـدا خـدا خـدا که داشت از خدا نشان؟ علی علی علی علی هزار نغمه پیش از این، سرودهاند در زمین ولی یکیست جاودان: علی علی علی علی اگر خـدا خدا کـنی، تـمام شب دعـا کـنی ندا رسد از آسـمان: عـلی علی علی علی که بوده کعبه مولدش؟ کنار حق تولدش؟ بهجز امیرمؤمـنان؟ عـلی علی علی علی به خوابگاه مصطفی که خـفت وقت ابتلا شب هجوم بیامان؟ علی علی علی علی به بدر و خندق و اُحد، به خیبر و حُنَین شد چه کس هماره جانفشان؟ علی علی علی علی که در رکوع، بیریا، زکات داده بر گدا چنانکه کرده حق بیان؟ علی علی علی علی مهی چنین مبارکت، الا زمـین! مبارکـت بچرخ دور او بخوان: علی علی علی علی علیست ذکر اولم، عـلیست ورد آخـرم و اسم حیّ لامکـان: علی علی علی علی نگاه ما به سوی تو، به جستجوی روی تو در این جهان و آن جهان: علی علی علی علی! در آن زمان که هیچکس، نیایدش به لب نفس بگیر دست ناتوان، علی علی علی علی!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
عید سعید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
غـدیر در دل خُـم برکـهای حـقـیر نبود نبود چـشـمه و رودی اگر غـدیـر نبود اگـر غـدیـر نـبـود و عـلـی امـام نـبـود یـقـین برای بـشـر هـیچ دستـگـیـر نبود به چـند راهـی دنـیـا غـدیـر ثـابت کرد اگـر نـبـود عـلـی، تا خـدا مـسـیر نبـود غــدیـر در دل تـاریـخ مـیزنـد فـریـاد بجز عـلی به پیـمـبر کسی نـظـیر نبود اگر غـدیر به ساغـر میآمد از دل خُـم یقـین که کار خـماران عشق، گیر نبود اگر به تـشنگیاش از غـدیر مینـوشید به جای جای زمین این همه کویر نبود اگر زمـانه عـلی را امـیر خود میکرد چنین به دست حقـیران خود اسیر نبود غـدیر کاش که میماند و بعد عـاشورا به پیش فاطمه، اسلام سر به زیر نبود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
نجفت از همۀ کون و مکان ما را بس نقش انگور ضریحت ز جنان ما را بس بـرق ایـوان تـو انـگـار که جـادو دارد حرمت از همه عیش گذران ما را بس ساقی انگار که پیـمانه نماند است دگر مستی عشق تو در هر شریان ما را بس ما که باشیم که وصل تو شود قسمت ما بردن اسم حـریـمت به زبان ما را بس طـلـب رزق نـکـردیم ز دربـار کـسـی کرم و لطف تو از هر جریان ما را بس میتوان دفتری از وصف علی انشا کرد خـطبـۀ نـقـطهنـدار تو ز آن ما را بس منسب و مال نخواهیم ز درگاه تو شاه وصلۀ کفش تو از هر دو جهان ما را بس عـلـوی بودن ما برکـت نان پـدر است از عناوین جهان مرثیهخوان ما را بس
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
عید سعید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
آسـمـان پـای پـیـاده به غـدیـر آمـده بود زودتر از همه، با این همه، دیر آمده بود چهخبر بود؟! زمان لحظهٔ حـساسی بود عرش با آن عظمت نیز به زیر آمده بود چه خبر بود؟! که ابلیس به خود میلرزید و خدا خواسته اینگونه حـقـیر آمده بود چه خبر بود؟! که این قافلهها در پی هم از دل کعبه به این دشت کویر آمده بود چه خبر بود؟! که جبریل به خود میبالید پیک مأمور در این امر خطیر آمده بود چه خبر بود؟! که پیـغـمـبر دردانـهٔ حق باز هم بر در میـخـانه بـشـیـر آمده بود روی دستـش بگـرفت او همهٔ هستی را جان خود را که چه جانانه وزیر آمده بود آی! آهـسـته!! صدایـش برسد تا افـلاک ماه و خورشید به تبریک امیر آمده بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
عید سعید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
دو چشمت خیره گرداننده همه شیرینادایان را عجب دل برده لبخندت ز سینه دلربایان را چه رازی هست در عمق کلامت ای شه خوبان که حیران کرده نطق تو همه شکّرسُرایان را تمام پادشاهان را تو شاهی و همه رعیت به زیر آورده حِسن تو سر فرمانروایان را تو چون خورشید میتابی دریغی نیست در لطفت فقیران را یتیمان را غریبان، آشنایان را بدان شأنی که نام تو به درگاه خـدا دارد مدد فرموده هر لحظه دم مشکلگشایان را شبیه چشمه میمانی کرامت از تو میجوشد همیشه دست میگیری نگفته ما گدایان را به عشق تو، غدیرخم یقین روحالامین آمد نبی را گفت کامل کن کتاب بینوایان را "لکم اکملت دین" را گفت، در گوش نبی آنجا که لبخندی نشاند او به لب ما مبتلایان را کلید خانهاش را حق به دست مادرت داده که در دم بشکند با تو خدای بیخدایان را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
جنون گریخت سراسیـمه از مـلاقـاتم شب شـراب که بـاشد دچـار افـراطـم بریز هر چه که داری مکن مراعـاتم تو بیملاحـظه، من نیـز بی مبـالاتـم سیاه مست تو هستم گذشته کار از کار (شب شراب میارزد به بامداد خمار) تو آن قـصـیدۀ بی اخـتـیار مـوزونـی پر از خـیالی و از هر خیال بیـرونی شکـوه شـعـر کهـن در کـلام اکـنونی بـریـز قـاعـدهها را بهـم؛ تو قـانـونی سرودنِ تو حماسیترین مغازله است جهان بدون تو اسلوب بیمعادله است رسیدهام به تو در نظمی از پریشانی به شاعرانهترین لحظههای حـیـرانی نگفتهام که چه میخواهم از تو؛ میدانی شراب شعر صغـیر و فـؤاد کرمـانی تو ای قـصـیـدۀ اعـلا مـسـمط عـالـی جنون "فاتح علی خان" در اوج قوالی کـتـاب معـجـزه در بیشـمار ابـوابی اگر چه نـقـطۀ ایجـاز غـرق اطـنابی بخـوانـمت منِ وامـانـده با چه الـقابی اگر خـدات بگـویـم تـو بر نـمیتـابی اگر مـلال تـوأم بـی دریغ کـن دفـعـم تو تـیغ میکشی اما مـنم که ذینـفـعم تو هـمـزمانِ زمان نـیستی کجایی تو کـنار فـاطـمـهای هـمـدم حـرایـی تـو به چـشم حـیرت جـبرئـیل آشـنایی تو به ذهن کوچک دنیا پر از چرایی تو تو در نـهـایت مـعـراج در نـبـایـدهـا نشـسـتهای به تمـاشای رفت و آمـدها به نـاشـنـاسیِ مـنـظـومــۀ عـلی نـامه به الـغــدیـر به مـوی سـپـیـد عـلامـه به یا عـلـی مـددِ پـوریـا به هـنـگـامه به شرمگـینیِ من در چکامه و چامه تو دیگری و دلم در خیال دیگر نیست که سرنوشتی از این سرنوشت بهتر نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
عید سعید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
شــنــیــدم رهنــوردان مـحــبـت شـدنـد آئــیـنــهگــردان مـحـبـت قـرار جـانـشـان، یـادِ عـلـی بود به لب لبیکشان «ناد علی» بود چو رسم عاشقی را ساز کردند ز حضرت پرسش این راز کردند که از ایـام دور و عهـد دیـرین ز شرح خاطرات تلخ و شیرین کدامین لحظه شور انگیزتر بود مبارکتـر، سرورانگـیزتر بود علی فرمود: روزی که در این قوم امین وحی حق میگفت: «اَلیَوم» پـیـامـش آیـتِ اکـمـالِ دیـن بـود که اسرارِ «تمام نعمت» این بود به صحرایی که صحرای دگر بود غدیرخم در آنجا جلـوهگـر بود پـیــمـبـر، داد فـرمــان اقــامـت به عـزم استـقـامت بـسته قـامت ز ره واماندگان چون جمع گشتند همه پـروانـۀ آن شـمـع گـشـتـند بــرآمـد بـر بــلـنــدای هــدایـت فـروغـش جلـوهگـر تا بینهایت نگـاهـش آسـمان را درنـوردیـد از آنجا تا خدا گـردید و گردید درای کاروانها گشت خامـوش تمام آفـریـنـش گـوش شد گوش ز رأفت گوشۀ چشمی به من داشت نگاهی صبحپرور، شبشکن داشت دل من پایبست مصـطـفی بود دل و دستم به دست مصطفی بود گرفت آنجا صدای حضرتش اوج بیابان در بیابان، موج در موج همایون خـطبهای ایـراد فـرمود به مردم حق خود را یاد فرمود که ای خـیل خـداجـویـان بـیدار خدا را مشتری، حق را خریدار به هر نفسی که من اولایم اولی بدانید این علی مولاست، مولی علی را عدل، سر بر آستان است عـلـی اول امـام راسـتـان اسـت علی حـبلالمـتین راسـتین است علی دست خدا در آستـین است عـلـی سِـرّ خـدا در سـیـنه دارد صــفــای آب بــا آئــیــنــه دارد علی دریایی از انصاف و مهر است کمال او سپهر اندر سپهر است علی سرچشمۀ فیض ربوبیست تولّایش کـلید هر چه خوبیست عـلی در سایۀ من آفـتـاب است علی «مَن عِندَهُ عِلمُ الکِتاب» است علی جانی به حق پیـوسته دارد دلی با مهـر جـانـان بـسته دارد علی دست خدا و دست فیض است ز حکمت مستفیض و مست فیض است نفس پروردۀ این گلشن است او منم موسی و هارون من است او شما را رهنمون باشد در این راه حدیث روشن «مَن کُنتُ مَولاه» خــدایـا گـل نـثــار بــاغ کــردم که فـرمـان تـو را ابـلاغ کـردم گــرفــتـم پــرده از راز ولایـت غـدیـر آهـنگ شـد سـاز ولایت غدیر و خاطراتش مانده در یاد ولـی آن آروزهـا رفـت بـر بـاد گذشت آن روز و فردا روزی آمد چه روز تلخ و طاقتسوزی آمد در آن روز مـلالانـگـیـز دیـدم خـزان سر زد به گـلـزار امـیدم حـریم حـرمت ما را شکـسـتـند بلور اشک گلها را شکـسـتـنـد فـضا پـر شد ز آهـنگ حـزینی شنیدم بانگ «یا فـِضّه خُذینی» نفـسهـایم شهـاب شعـلهور بود تـمـام هـسـتی من پـشت در بود چه اندوهی به دل حبلالمتین داشت عجب صبری امیرالمؤمنین داشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
ای آنکه ز شوقت جگر خلق کباب است گر نیم نظر لطف کنی عین ثواب است در سجـده بفـرما که به پایت بدهـم جان خم کن سر این شیشه که هنگام شراب است ای دل نظـر شیـر خـدا حد وسط نیست یا موج مزن یا که بجوش این چه سراب است ذکر تو سـوار است به سنگ یمن اینجا یعنی علی از شوق علی پا به رکاب است تأثیر اگر کرد فغان لطف تو باقی است یک تار سر زلف تو تکمیل رباب است اسباب تکـامـل همه نـفی است در اینجا انگور که چسبد به ضریح تو شراب است آن نامه که سر بسته فـرستـند به کویت گر پاره کـند خادم تو عین جواب است تـیغی که تو بستی چو به گلزار ببـنـدند یک غنچه دمیدن همه جا عالم آب است شمـشیر همان شمۀ شیر است به میدان جز تو به میان تیغ اگر بست خطاب است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
عید سعید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
بـاده بـده سـاقـیـا! ولـی ز خُــمِّ غــدیـر چـنگ بـزن مـطـربـا! ولی به یاد امـیر تو نیز ای چرخ پیر! بیا ز بالا به زیر دادِ مسرّت بده، سـاغـر عـشـرت بگیر بـلبـل نـطـقـم چـنـان قــافـیـهپـرداز شـد که زُهره در آسمان، به نغمه دمساز شد محـیـط کـون و مـکـان، دایرۀ ساز شد سَـرور روحـانـیـان هـو الـعـلیّ الکـبیر وادی خـمّ غــدیـر، مـنـطـقـۀ نــور شـد یا ز کف عـقـل پیـر، تجـلّی طـور شد؟ یا که بیانی خـطیر ز سرّ مـسـتور شد؟ یا شده در یک سریر، قِرانِ شاه و وزیر؟ چون به سرِ دست شاه، شیر خدا شد بلند به تارک مهر و ماه، ظلِّ عـنایت فکـند به شوکت و فرّ و جاه، به طالعی ارجمند شاه ولایت پـنـاه، به امـر حق شد امیر فاتح اقلیمِ جود، به جای خـاتم نشـست؟ یا به سپهرِ وجود، نیّر اعـظم نشـست؟ یا به محیط شهود مرکز عـالم نشـست؟ روی حسود عنود، سیاه شد همچو قیر جلوه به صد ناز کرد، لـیلی حُـسن قِـدَم پـرده ز رُخ باز کرد، بـدْر مـنـیر ظُـلَم نغـمهگـری ساز کرد، معـدن کـلِّ حِکـم یا سخن آغاز کرد، عنِ اللَّطیفِ الخبیر: به هر که مولا منم، علیست مولای او نسخـۀ اسما مـنم، عـلیست طغـرای او سرِّ مـعـمـّا منم، عـلـیست مَـجـْلای او محـیط انـشا مـنـم، عـلی مَـدار و مـدیر طور تجـلّی منم، سیـنـۀ سیـنا عـلیست سـرِّ انـا اللَه مـنـم، آیت کـبـرا عـلیست درّۀ بـیـضـا مـنـم، لـؤلـؤ لالا عـلیست شافع عـقـبی منم، عـلی مُـشار و مُشیر حلقۀ افلاک را، سلسله جـنبان علیست قاعدۀ خاک را، اساس و بنیان علیست دفتر ادراک را، طراز و عنوان علیست سید لـولاک را، عـلـی وزیر و ظـهـیر دایرۀ کن فکـان، مرکز عـزم عـلیست عرصۀ کون و مکان، خطّۀ رزم علیست در حرم لا مکان، خلوت بزم علیست روی زمین و زمان به نور او مُستَـنیر یوسف کنعان عشق، بندۀ رخسار اوست خضر بیابان عشق، تشنۀ گـفتار اوست موسی عمران عشق، طالب دیدار اوست کیست سلیمان عشق بر درِ او؟ یک فقیر ای به فـروغ جـمـال، آیـنـۀ ذوالـجـلال «مفتقر» خوش مقال، مانده به وصف تو، لال گرچه بُـراق خـیال در تو ندارد مجـال ولی ز آب زلال، تـشـنـه بُوَد نـاگـزیـر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
تـشـنهکـامی که لبِ او رَبَّـنـا بـرداشـته آب را از چشمهسار مرتضی برداشته از وضوی او حیات جـاودانه میچکـد خضر از مَسـحِ عـلـی آب بقـا برداشته کعبه را بی پردۀ مشکی تصوّر کردهاند تا علی از شانههای خود عـبا برداشته از زمانی که علی حِین قنوتش اخم کرد طاق محـراب مسـاجـد انحـنا بـرداشته کار دست قابض الارواح داده وقت جنگ ذوالفقارش را به قصد حمله تا برداشته وصلهپینه فوت و فنِّ کیمیای حیدر است بـارها فـضّه ز نعـلیـنش طـلا برداشته روز محشر دست حسرت بر سر خود میزند هرکه دست از حُبِّ آل مرتضی برداشته آمده که شیعۀ حیدر، شفیعش فاطمهاست این مُسَبب شد که من را هم هوا برداشته میتوان بر شکِّ قلبش با یقین خرده گرفت زائری که در نجف قـبلهنما برداشته؟! در حریمش شاعران سرگرم مضمون یابیاند جای جای صحن او را محتوا برداشته گنبد و گـلدسته را انسان تجـسّم میکنم گـوئـیا ایـوانطـلا دست دُعـا بـرداشته اذن دیـدار پـسر را هم پـدر امضا کـند در نجـف زائر بـراتِ کـربـلا برداشته آن کفنهای بهـشتی سهم فرزندش نشد پس برای خود حسینش بوریا برداشته
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
عید سعید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
هـوالغـنی الحـمـید، هو الـعـلی الکـبـیر هو الغفور الرحیم، هو اللطیف الخـبیر هـوالـولی الودود، هو السـمـیع البصیر هو الـرئـوف الکـریم، هو الولی القـدیر که در تـمام وجـود، گـرفـته عید غدیر عـیدی بس جـانـفـزا، عیدی بس دلپذیر عـیـد خـدای جـلـی، عـیـد ولای عـلــی عـیـد رسـول خـدا، عـیـد بـزرگ عـلی عـیـد تـمـام نـعـم، نـعـمـت بیحـد شـده ملک خـدا سر به سر، خُـلد مُخـلّد شده شادتر از خلق خود، خـالـق سرمد شده آیـۀ اکـمـال دیـن، هـدیـه به احـمـد شده معـرف شـیـر حـق، رسـول امجـد شده بلکـه مـحـمـد عـلی، عـلی محـمـد شده ثـنای حـیدر کـنید، عـلی علی سر کنید بَــلِّـغْ مــا أُنْــزِلَ إِلَـیــكَ از بـر کــنـیــد ندای اکمال دین، عیدی خاص خداست حیات دین خـدا، از این مبارک نداست تمام عالم پر از، علی علی یک صداست وجودش از هم جدا، هر که ز حیدر جداست علی سراج المنیر، علی طریق الهداست طـریق تا انـتـهـا، سـراج از ابـتـداست عروج حق تا علیست، تمام دین یا علیست بخوان بخوان جبرئیل! بگو که مولا علیست زعیم خلق جهان، علیست آری علیست رسول را جانِ جان، علیست آری علیست کتاب حق را زبان، علیست آری علیست خطاب حق را بیان، علیست آری علیست امام پیش از زمان، علیست آری علیست بهشت را میزبان، علیست آری علیست جان پیمبر یکیست، ساقی کوثر یکیست چه باک از دشمنان، بگو که حیدر یکیست ندای قرآن علی، نظام قـرآن عـلیست حروف قرآن علی، کلام قرآن علیست صلاة قرآن علی، صیام قرآن علیست پیـام قـرآن عـلی، امـام قـرآن علیست قوام قـرآن عـلی، نظام قـرآن علیست تمام دین نه! بگو: تمام قرآن عـلیست قـیـام یـعـنی عـلـی، قـعـود یـعـنی علی رکـوع یـعنی عـلی، سجـود یعنی علی امیر پیش از وجود، امیر شد در غدیر سفـیـر ملک ازل، سـفـیر شد در غدیر به خـاتـم الانـبـیـا، وزیـر شد در غدیر مدار شد در غـدیر، مدیر شد در غدیر مشار شد در غدیر، مشیر شد در غدیر بشـیر شد در غدیر، نذیر شد در غدیر الا تــمــام مــلــل! بــه ذات حـــی ازل علیست خیر البشر، علیست خیرالعمل امام ما کیست کیست؟! فاتح خیبر علیست فاتح خیبر علی، جان پیـمـبر عـلیست جان پیمبر علی، ساقی کـوثر علیست ساقی کوثر علی، مظهر داور علیست مظهر داور علی، اول و آخر علیست اول و آخر علی، حیدر، حیدر علیست شیعه فقط حیدریست، ز خصم حیدر بریست هر که علی را فروخت، دوزخ را مشتریست مشام خـصم عـلی، کجا و بوی بهـشت علیست بوی بهشت، علیست روی بهشت شیعۀ او راست پا، بر سر کوی بهشت علیست خُلق بهشت، علیست خوی بهشت شیعه کند کار خضر، بر لب جوی بهشت آی علی دوستان! پیش به سوی بهشت نجاتتان سرنوشت، بهشتتان در سرشت بهشت یعنی غـدیر، غـدیر یعنی بهشت سقیفه! آن سو برو؛ غدیر، از آن ماست غـدیر، توحـید ما؛ غدیر، ایمان ماست غـدیر، پیـوند ما؛ غـدیر پـیـمان ماست غدیر، در روز حشر؛ صراط و میزان ماست غدیر، تفسیر نور؛ غدیر، فرقان ماست غدیر، فردوس ماست؛ غدیر، رضوان ماست مپرس ما کیستیم! چه بوده و چـیـستیم! به جان مـولا قسم، سـقـیـفـهای نیـسـتیم بت شکن کعبه بر دوش نبوت یکیست برادر مصطفی، روز اخـوت یکیست امیر خیبرستان، به دست قدرت یکیست عـلی اگر شد امـام، تمام امت یکیست رسول اگر حکم کرد، حکم رسالت یکیست اگر دوبین نیستی، غدیر و بعثت یکیست هماره این یاد ماست، فیض خداداد ماست حرا و خُـمّ غـدیـر، کعـبۀ مـیلاد ماست اگرچه بـین دو یار، سه یار شد فاصله فـقـط به شـأن عـلیست روایت منـزله محمد است و علی، حلقۀ یک سـلـسلـه هر که جدا از علیست، جداست از قافله نـامـۀ اعـمـال اوسـت نـوشـتـۀ بـاطـلـه به دوزخش نیست جز، شرار آتش صله "میـثـم" اگر میـثـمی، مـیـثم تـمار باش دل بِبُر از جان و سر، در طلب یار باش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
از نجف یکسره تا کرب و بلا گفت: علی دل گره خورد به نام شهدا گفت: علی چشمه و رود به تسبیح خدا مشغـولند هرکه از نام خدا گفت، خدا گفت: علی عشق فریاد زد و بیرق حق بالا رفت کوه در لحظۀ برگشتِ صدا گفت: علی درد افـتاد به جـانـم، نـفـسـم بـنـد آمـد دلِ بیـچـارۀ من وقت بلا گـفت: عـلی به طـبـیبان جـهـان کـار نـدارد اصلاً دلِ مشتاق عـلی جای دوا گفت: علی به نجف رفت و به شکرانۀ زائر شدنش چشمم از دیدن ایوانِ طلا گفت: علی زاهد از سیر الی الله چه منظوری داشت؟ عارفی داد اذان، قـبلهنـما گـفت: علی ملکی مثل علی در شب معراجش دید که پیمبر همه جا قبل دعا گفت: علی به ولایت، به عبادت، به سعادت برسد هـرکه با پـنج تن آل عـبا گـفت: علی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
عید سعید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
خدا یکی و نبی یک تن و امیر یکیست پس از رسول خدا رحمت کثیر یکیست نگاه شیعه همیشه به پرچم علوی است برای اهل یـقـین تا ابد مسیـر یکیست اگر تـمـام حـقـیـقـت به یک نفـر برسد امـیـر لایـق این لفـظ دلـپـذیـر یکیست خبر همین که علی برگزیدۀ ازلی است خبر همین که پـسنـدیدۀ غدیر یکیست بــه واژه واژۀ آیــات بــیــنــات قــســم که در کتاب خدا منذر و بشیر یکیست علی است جان نبی و نبی است جان علی برای "اَنْفُـسَـنا" مرجع ضمیر یکیست دم طواف ادب کن که خانه خانۀ اوست به مستجار بگو منجی و مجیر یکیست حدیث منزلت این نکته را به عالم گفت برای سـرور افـلاکـیان وزیر یکیست سپـرد هـسـتی خود را به ساقی کـوثـر که کفو فاطمه آن چشمۀ حریر یکیست هنوز تکیۀ اسلام بر وجـود عـلی است میان حـادثـهها جـوشن کـبـیر یکیست بگـو به اهـل تـغـابن خـیـال بـد نکـنـند که همچـنان اسد اللهِ بینـظـیر یکیست اُحُـد به فـتـنهگران گـفت هیچ دم نـزنید که کوه غـیرتی ورطۀ خطیر یکیست چنان که ضربۀ خندق به اهل خیبر گفت هنوز هم که هنوز است آن دلیر یکیست بگـو به دشـمن او آن یـلی که از پایش طبیب وقت عبادت کشیده تیر یکیست کسی که از غـم طـفـل یتـیم و آه فـقـیر به قدر وعدۀ نانی نخورده سیر یکیست دلا گـدای عـلی شو که در طریـقت او مقـام و منـزلت شـاه با فـقـیـر یکیست بگیر دامن او را که شرط بندگی است مرو به سوی دگر، شاهِ دستگیر یکیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
بر گـنبد طلای عـلی، شاهِ چـارهجـو خورشید یک دقـیقه نتابـیده بیوضو ما تا همیشه شهره به عشاقِ حیدریم مـستـیم مست بـادۀ کـوثـر سبـو سـبو یـلهای نـامـدار عـرب هم نمیشدند با ذوالـفـقـار حـیـدر کرار رو به رو خواندیم خط به خط همه آیات وحی را مدح عـلی و آل عـلی بود مـو به مو ما دلشکستهها مگر از خود چه داشتیم؟ ما را نـجـفنـشـیـنـیمـان داده آبـرو آرام کـوچههای نـجـف را قـدم بـزن هر جا دلت شکست، فقط یا علی بگو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
عید سعید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
زبان قـاصر ما مـانـده در بیان علی چـقـدر فاصله داریم با جهـان عـلی! علی که بود؟ نفهمیده هیچ کس هرگز نه در زمان معاصر، نه در زمان علی! نکرد سجده به درگاهِ جز خدا همه عُمْر رواست سجدۀ عـالـم بر آسـتان علی کدام رأیِ به ناحق! کدام حرف خلاف! کدام تیر خطا رفته از کـمان عـلی؟! به جـستجـوی کدام آیهای؟ کدام دلیل که آیه آیه خـدا هـست در بیان عـلی دو پیکرند به یک جان، تفاوتی نکند قسم به جان پیمبر، قسم به جان علی غدیر درس بزرگیست، درس این که مباد که سربـلـند نبـاشی در امتحـان علی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
روشنترین تجلیّ صدق و صفا علیست یکـدانـه مَحـرم حـرمِ کـبریا علیست هم نـاخـدای کـشتی بحر ولایت است هم نکـتـهٔ مؤکّد در «إنّـما» علیست نامی که بر صحیفهٔ خُم نقش بسته است از ابتـدای خلـقـت و تا انتها علیست قـصد از بیان «انفُـسَنا» در مـبـاهـله نَفْسِ نَفیسِ حضرت خیرالوری علیست خـورشـیـد آسـمـان ولایـت که تـا ابـد تـابد به قـلب پاک همه اولیا علیست حبلالمتینِ دستِ علی دست احمد است حـبلالمـتـینِ سـلـسـلهٔ انـبـیـا علیست تنهـا نه از زمین و زمـان باخـبر بُوَد با رمز و راز عرش خدا آشنا علیست بعد از خدا و احمد و قرآن به روز حشر در کشتی شکستهدلان ناخدا علیست شیـواتـرین جـواب «اَلَـسـْتُ بِـرَبِّکُم» زیبـاتـرین ترنّم «قالوا بلا» علیست ذکر عـلیالـدوام من از لحظهٔ نخست تا وقت مرگ در همهدم ذکر یاعلیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
عید سعید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
در غدیر خُم زِ بَهرِ حضرت خَتمی مَآب از خداوند قدیر آورد جبریل این خطاب: کای به اورنگِ رسالت، پادشاهِ ذوالکرام! وی سپـهـر آفـرینـش را جـمـالت آفتاب! داد شرع اقدست چون مُلکِ صورت را نظام حالیا برکش ز روی شاهـد معـنی، نقاب یعنی اندر این زمین برخیز امروز ای رسول! کن علی را جانشینِ خویشتن با صد شتاب هان! مکن بیم ای رسول! از مَکرِ روبَه خصلتان تا چو حیدر، ضِیغَمِ غُرندّهای داری به غاب ساز تبلیغ امر حق را بر صغیر و بر کبیر خواه باشندی موافق، خواه سازند اجتناب ملّتِ اسلام را گو این نماز و حجّ و صوم بی تولّای عـلی هرگز نـیـاید در حسـاب پس پیـمبر ز امر داور از جهاز اُشتران منبری آراست؛ بر منبر شد آن عالی جناب دالآسا، قامت همچون الف خم کرد و بُرد بر کمربند علی دست، آن شَهِ مالک رقاب برگرفتش روی دست، آنگاه در توصیفِ وی سُفت دُرّ معرفت را این چنین با شیخ و شاب کای گروه! آگاه باشید از خواص و از عوام زین سپس نَبْوَد وصیِّ من کسی جز بوتراب نیست اورنگ خلافت را جز او لایق کسی زان که او بر شهر علم من، از اوّل بود باب فیالمثل من همچو موسی، وین علی هارونِ من من چو عیسی در شُهود و او چو شمعون در غیاب خصم حیدر، خصم من شد؛ خصم من، خصم خدا زان که من هستم رسول و او مرا نایب مناب نیست در بالای دست او دگر دست کسی چون «ید اللَّه فوق ایدیهم» بُوَد نصّ کتاب بیعت این دست را هر کس شکست، آخر بُوَد در جهنّم، قهر ربّ العالمین او را عقاب چون ولای او ز امر حقّ بُوَد حصن امان هرکه داخل شد در این حصن ایمن است از هر عذاب بلکه از کتم عـدم بگـرفته تا مُلک وجود کی بُوَد، بیاذن او کس در ایاب و در ذِهاب؟ هر چه میخواهید بعد از من بخواهید از علی بوی گل را، در غیابِ گُل بجوئید از گلاب عارف و عامی تمامی حامی حیدر شدند کس نبود آنجا مخالف تا دهد شه را جواب بس که «بخِّ بَخ لَکَ» یا مرتضی فاروق گفت دست بیعت با علی دادند اعـیانِ صحاب پس تو «صابر» ز آیۀ «الْیوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ» شرح «أَتْمَمْتُ عَلَیكُمْ نِعْمَتی» را رو بیاب
: امتیاز
|
























